بدون عنوان
٣ سال گذشت ...امروز سومین سالگرد یکی شدنمونه.از خدای بزرگ می خوام همونطور که تا امروز همراه ما بوده و ما رو در پناه خودش حفظ کرده از این به بعد هم رحمتش رو از ما دریغ نکنه و بذرمحبتی که در دلمون کاشت و به مددش جوانه کرد درختی تنومند وبارور بشه الهی آمین ...
نویسنده :
یه مامان مهربون
11:47
عاشقانه ام با فرشته ام
سلام فرشته قشنگم . کوچولوی نازنینم هنوز هیچ خبری از حاجی لک لک نیست و راستش رو هم بخوای هنوز بابایی دعوتش نکرده که بیاد خونه ما ..البته بگذریم که من خیلی وقته که می خوام دعوتش کنیم ....ولی به هر حال تصمیم و نظر بابا جونت خیلی مهمه . .. مطمئنم همین روزا خدای بزرگ همه شرایط رو مهیا میکنه و به دل بابای خوب و مهربونت هم میندازه که این حاجی لک لک مهربونو دعوت کنیم و ازش بخوایم به لطف و رحمت خدا تو رو برای ما هدیه بیاره.... وای عزیزممممممممممممممممممممم از همین حالا تپش قلبم تند تر شد وبرای اومدنت توی دلم روز شماری می کنم. تو هم دعا کن برای بابات وبرای همه باباهای زحمت ک...
نویسنده :
یه مامان مهربون
17:51
سومین سالگرد عقد من وبابایی
سلام ..این روزا خیلی هیجان دارم .. آخه عزیزم چند روز دیگه سالگرد عقد من وباباییه البته امسال دقیقا افتاده به روز قبل از ماه رمضون برای همین چون من و بابایی روزه می گیریم من فکر کردم باید چند روز قبل یه جشن کوچولوی ٢ نفره بگیریم..البته به اون چیزی نگفتم آخه این روزا کاراش توی شرکت خیلی زیاده ..برای همین می خوام غافلگیرش کنم و روز ٥ شنبه ٦ مرداد که روز بله برون بود رو در نظر بگیرم ..... ولی هنوز نمی دونم بیرون بریم بهتره یا توی خونه باشیم ..باید ببینم اون روز برنامه کاریش سنگینه یا سبک... می خوام همه چیز خوب پیش بره ... و یه شب به یاد ماندنی و شاد در کنار هم داشته باشیم . به امید روزی که سه ت...
نویسنده :
یه مامان مهربون
14:57
تقدیم به همه مادرای دنیا
به گل های یاس که نگاه میکنیم انگاری دارن فکر می کنن یه تفکر سپید یه سکوت پربار دارن خیلی نازک هستن ظریف و کوچیک اما وقتی میخوای از شاخه جداشون کنی عطرشون رو از هیچکس دریغ ندارن حتی توی خونههای قدیمی و کاهگلی هم باز میشن خیلی بی ادعا و کم توقع و در عین حال خیلی بزرگ و زیبا هستن درست مثل تو از تو و به یاد تو مینویسم امشب از تو مینویسم از تو و قلب رئوفت از قشنگی محبت از دو چشمون کبودت از تو که تو این غریبی آشنای مهربونی وای که چشمات پر حرفه با زبون بی زبونی ام...
نویسنده :
یه مامان مهربون
18:34
درد دل
بالهای آگاهی من اقتدار پروازم،در وسعت بلا،در هوای طوفانی عشق تو،شکست و باران چشم هایم را به آسمان و به دریا و به روح سبز جنگل،سپرد اکنون در سینه ی خسته ی من،جوانه های تمنا شکفته است باور نمی کردم که در نهایت می توان آغاز شد راستی ای التهاب دل انگیز! با دلهای شکسته و اشکهای سرشار چه می کنی؟ چقدر مهربان به من آموختی که پلاس کهنه رنج ها را راحت بپوشم و راحتی را از شاخه ی رنج ها،صمیمی بچینم و خوشنودی را با زبان درد مزمزه کنم و راه بیفتم در جنگل محبت تو،زشتی ها و رنج ها،زیبا روییده اند در آسمان عنایت تو،پرنده های عاجز به معراج اقتدار رفته اند در دریای طوفانی فیض،ر...
نویسنده :
یه مامان مهربون
18:37
خوش به حالتان فرشته ها
بی مقدمه . . دلم گرفته است میشود کمی برای من دعا کنید؟ یا اگر خدا اجازه میدهد یک کمی به جای من خدا خدا کنید؟ راستی فرشته ها، سلامتید؟ حال من که هیچ خوب نیست جانماز سبز من دوباره گم شده شب رسیده توی آسمان دل، ولی ردّ پای روشن ستاره گم شده خوش به حالتان فرشته ها! هر کجا که خواستید میپرید روی باد روی ابر روی شانه های ماه آسمان هم از شما همیشه راضی است میروید بی گناه بی گناه بی گناه راستی به من نگفته اید آن طرف کنار لحظه های دوردست روزهای آسمان چه شکلی است؟ کاش میشد ای فرشته ها راه خانه ستاره را به من نشان دهید یا که از فراز قلّه های نور دستی از دعا برای من تکان دهید راستش دلم مثل یک نماز بین راه خس...
نویسنده :
یه مامان مهربون
18:47
خدای مهربونم....
خدایا.......... می دونم که دعای همه بنده هاتو می شنوی و خودت وعده دادی که" بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را " می دونم که آنقدر نعمت بهم دادی که از شمردنش عاجزم ......ولی یه خواسته مو نمی دونم چرا هنوز اجابت نکردی ! مادر شدن نعمت بزرگیه ....ولی تو که رحمان و رحیمی .............. می شه منم از این نعمت بهره مند کنی ؟!! منم می خوام مادر بشم .یعنی می شه امسال تولد حضرت فاطمه که همه به مادرا تبریک می گن به منم تبریک بگن ؟................. خدایا فقط همه امیدم به توئه امیدمو ناامید نکن رَبِّ لا تَذَرْنِی فَرْداً وَ أَنْتَ خَیْرُ الْوارِ...
نویسنده :
یه مامان مهربون
18:39
دعا
• پروردگارا!... مرا تنها مگذار، تو بهترين ارث برنده هستى، از نزد خودت ياورى براى من قرار ده كه در زندگيم از من سود برد و پس از مرگم بر من استغفار كند، او را فرزندى سالم بر من قرار ده که شيطان را در او سهم و نقشى نباشد. • خداوندا!... من به سوى تو توبه نموده و بخشش تو را مىطلبم، تو بخشنده و مهربانى». ...
نویسنده :
یه مامان مهربون
17:47




