امیر پارساامیر پارسا، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه سن داره

فرشته کوچولوی مامان و باباش

خوش به حالتان فرشته ها

1390/1/16 18:47
199 بازدید
اشتراک گذاری

بی‏ مقدمه
.
.

دلم گرفته است

میشود کمی برای من دعا کنید؟

یا اگر خدا اجازه می‏دهد

یک کمی به جای من خدا خدا کنید؟

راستی فرشته‏ ها، سلامتید؟

حال من که هیچ خوب نیست

جانماز سبز من دوباره گم شده

شب رسیده توی آسمان دل، ولی

ردّ پای روشن ستاره گم شده

خوش به حالتان فرشته‏ ها!

هر کجا که خواستید می‏پرید

روی باد

روی ابر

روی شانه‏ های ماه

آسمان هم از شما همیشه راضی است

میروید

بی‏ گناه بی‏ گناه بی‏ گناه

راستی به من نگفته‏ اید

آن طرف کنار لحظه‏ های دوردست

روزهای آسمان چه شکلی است؟

کاش می‏شد ای فرشته‏ ها

راه خانه ستاره را به من نشان دهید

یا که از فراز قلّه‏ های نور

دستی از دعا برای من تکان دهید

راستش دلم

مثل یک نماز بین راه

خسته و شکسته است

او مسافر است

می‏رود به شهر آفتاب

گرچه راه آفتاب بسته است

کاشکی نمازهای صبح من قضا نمی ‏شدند

دست‏ های من

هیچ وقت از آسمان جدا نمی‏ شدند

ای فرشته‏ ها به دست‏های من کمک کنید

دست‏های کوچکی که اشتباه می‏کند

یا به قول مادرم گناه می‏کنند

بگذریم!

.............................................

پیچک کنار پنجره

نور ماه را

مثل نردبان گرفت و رفت

آخرش به آسمان رسید

یک سبد ستاره چید

من ولی هنوز هم چقدر کوچکم

ماه، مثل سیب روشنی

روی شاخه‏ های دور آرزو نشسته است

حیف که برای چیدنش

نردبان من شکسته است

دیگر اینکه دیوها

چراغ‏ های کوچه را شکسته ‏اند

هر کجا که می‏روم

فکر می‏کنم، در کمین رفت و آمدم نشسته ‏اند

ای فرشته‏ ها که تا همیشه روشنید

یک چراغ هم برای من بیاورید

ای فرشته ‏ها!

ای که دل به حجره های نور بسته ‏اید

ای که پای غصه‏ های من نشسته‏ اید

حرف‏های من هنوز ناتمام مانده است

هیچ کس ولی

شعرهای دفتر مرا نخوانده است

با وجود این

بیش از این مزاحم شما نمی ‏شوم

پس خدا همیشه حافظ شما

ای فرشته ‏ها، فرشته‏ ها، فرشته ‏ها . . .


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)