ایستادن و تلاش برای راه رفتن
فندقم
از اوایل هفت ماهگی که شروع به چهاردست وپا رفتن کردی تلاشت برای ایستادن هم شروع شد..دیگه از صبح که بیدار می شی چهارچشمی مراقب حرکت هات هستم ...روزای اول که دستت رو به میز و صندلی می گرفتی و بلند می شدی زود خسته می شدی و می افتادی ولی دو هفته می شه که موقع ایستادن چند قدمی هم راه می ری و سعی می کنی دستت رو رها کنی ...امشب هم بالاخره یاد گرفتی بعد از ایستادن خودت آروم بشینی ، آخه قبلا فقط می ایستادی و برای دوباره نشستن با نق زدن از من و بابایی کمک می خواستی ...خلاصه که روزهای پر از هیجان برای تو و پر از استرس و نگرانی برای منه. بابایی که همه ش روحیه می ده ...می گه بچه ست باید این کارا رو بکنه ..اگه نیفته بزرگ نمیشه نترس ...
درسته که خیلی خسته می شم ولی از دیدن پیشرفت روز به روزت خدای مهربون رو شاکر هستم ....
در ضمن صداها و آواهایی که الان در حال حاظر می گی (به ترتیب ): د د ، ب ب، م م ه ، ن نی ... گ
راستی دس دسی هم میکنی



ماشاءالله به پسر گلم
عزیزکم خدا خودش نگهدارت باشه ...


ایستادن و تلاش برای راه رفتن
