پنجمین بهار زندگی مشترکمون
با ستاره های کوچک قلبم چراغانی کرده ام شهر دلت را
نه فقط لبهایم که دلم هم میخندد و با یک نگاه شیرینت میلرزد
نمیگویم و نمیدانی نفسهایم به داغی نفسهایت گره خورده
نمیگویم و نمیدانی حس خوشبختی تمامی سلولهایم را به رقص وا میدارد
وقتی از بوی تنت شیدا میشوم
آرام نگاهت میکنم
میدانم عاشقت شدم
آری
عاشق شده ام

نگاهت را قاب می گیرم در پس آن لبخند که به من شور و نشاط زندگی می بخشد
و
میگویم بهترینم
پنجمین بهار یکی شدن دلهامان مبارک
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


پنجمین بهار زندگی مشترکمون
